عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

309

منازل السائرين ( فارسى )

آن است كه ظاهر انسان بر خلاف باطن اوست . اما گاهى انسان خشم در وجودش شعله مىكشد ، اما لطافت مهر و محبت بر شراره‌هاى خشم چيره و غالب است و وجه غالب در باطنش مهر و عطوفت است كه در ظاهر نيز همان را بروز مىدهد . چنين رفتارى نه تنها تنافى ظاهر و باطن نمىباشد ، بلكه چنين تقابلى در شخص عامل هيبت است كه صفتى پسنديده از صفات الهى است . تلمسانى در ادامه مىفرمايد : « كلام خواجه ( توادا ) به همين معنى است ، يعنى اين عمل را از سر گذشت و مهربانى انجام بده نه از روى صبر و گذشت بر اذيت او ، بلكه دوست بدارى آن كس كه در حق تو خطايى كرده ، دوستىاى از صميم قلب . پس هنگامى كه بر تو چنين اذيتى روا دارد ، مهربانى تو با او از روى سختى نباشد كه در آن محتاج صبر كردن بر امرى باشى كه نسبت به آن كراهت دارى . مقصود شيخ اين است كه اگر از آن شخص اذيتى به تو برسد ، در نزد تو محبوب باشد نه مكروه . » در توضيح جملهء آخر بايد گفت : همان‌طور كه در گذشته بيان گرديد ، چشم اهل فتوت به حقايقى گشوده شده كه انسان‌هاى عادى از رؤيت آن بىنصيبند ، لذا آن‌ها آزارها و سختىهايى را كه دريافت مىدارند ، به صورت هدايايى از جانب محبوب خويش مىپندارند كه به واسطهء آن‌ها درهاى رحمت خود را به رويشان مىگشايد ، لذا نه تنها از مصائب روزگار گريزان نيستند بلكه مشتاق دريافت چنين هدايايى هستند ، چرا كه خداوند مىفرمايد : فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً . فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً . « 1 » به درستى كه با هر سختى آسانىاى است . به درستى كه با هر سختى آسانىاى هست . از سوى ديگر نياز روحى اين اشخاص به نيكى كردن نسبت به ديگران بسى بيشتر از نياز ديگران به عفو و اغماض از جانب آن‌هاست ، لذا آن‌ها نه تنها از آزار و اذيت ديگران گريزان نيستند بلكه از آن استقبال مىنمايند . الدرجة الثالثة : ان لا تتعلّق فى المسير بدليل ، و لا تشوب اجابتك بعوض و لا تقف فى شهودك على رسم . اين‌كه در سير خود هيچ تعلق خاطرى به دليل را نداشته باشد و اجابت امر الهى را

--> ( 1 ) . انشراح / 5 و 6 .